سلام
امروز ميخوام براتون از حال و هوايي كه تو مشهد ديدم بگم
يادش بخير....
تو مشهد كه قدم ميزني احساس ميكني تو قطعه اي از بهشت داري راه ميري
هيچ گونه دغدغه اي توذهنت نيست به هيچ چيزي از اين دنياي مادي نميتوني فكر كني
تنها يك نگراني ادم اذيت ميكنه كه روز به روز بهش اضافه ميشه اونم روز بازگشت از مشهده .
به بركت وجود امام رضا (ع) مشهد با تمام شهرهاي ايران يه جورايي فرق ميكنه خوشبختانه اونجا اصلا نيازي به طرحهايي مثل امنيت اجتماعي و....نيست توي اتوبوسهاي داخل شهري كه ميشيني مدام بايد صلوات بفرستي يادش بخير يه روز كه داشتم سمت بازار رضا ميرفتم وقتي از ميدون بزرگي كه جلوي بازار رضا ست و به حرم ديد داره رد ميشدم يه چيزي خيلي من تحت تاثير قرار داد هشتاد درصد آدمهايي كه از ميدون رد ميشدن چه بزرگ چه كوچك،پير وجوون،زن ومرد ،غني و فقير با تيپها و درجه هاي مختلف اجتماعي مي ايستادن به سمت حرم برميگشتن و دست بر سينه تا كمر خم ميشدن و به آقا سلام ميدادند تا اين سري كه به مشهد رفتم اين قضيه رو نديده بودم یا به اون توجه نکرده بودم واقعا جالب بود بعضيا هم كه به دلايل مختلف ،يا عجله داشتند ياهر چيز ديگه اين كارو نميكردند يه جورايي شرم توي چهره هاشون پيدا بود هفت ،هشت دقيقه اي اونجا ايستادم اين موضوع نگاه كردم اين موضوع تو اتوبوسهاي داخل شهري هم اتفاق ميافتاد هرجايي كه اتوبوس ميچرخيد و به حرم ديد داشت چند نفر احترام ميكردند و صلوات ميفرستادند واقعا که یادش بخیر...
خيلي حرف زدم شرمنده ولي اين مسائل طوري بود كه احساس كردم خالي از لطف نيست براي شما هم تعريف كنم اين عكسهاي پايين هم مربوط به موزه نادرشاه افشار وكوه سنگيه .

